دلم حتی برای لودینگت هم تنگ شده :: خودنویسِ یک فضانورد

خودنویسِ یک فضانورد

find light in darkness, i write to get a littel tranquility

دلم حتی برای لودینگت هم تنگ شده

اوووو بعد از مدتی آمدم بنویسم، چقد دلم برات تنگ شده بود وبلاگ من، هر چند، مخاطبان زیادی نداری و همین ها هم عزیز و خاص اند برای من.

اتفاقات زیادی افتاد، متفاوت. از لذتی که با استادم برای بررسی یه آزمایش بردم تا تنهایی هایی که باهاش قدم میزنم. از چشمای نازنینی که با یه سرما درد میگیرن و ضعیفتر شدن و دیگه نباید خیلی به گوشی نگاه کنم. لامصب اشعه اش سه گاما ست انگار نفوذ میکنه. از بارونی که جان یه دانشجو رو گرفت تا تجمع دانشجوها، سوژه هایی که واسه نشریه پیدا کردم. از کشوری که توش زندگی میکنم که از پایه سیستمش نابوده تا ترامپی که معلوم نیست بازیگره؟ رقاصه؟ پیمانکاره؟ بیزینسمنه؟ چیه؟ که رییس جمهور آمریکا شد. 

تحولاتی داره رخ میده خدا بخیر کنه.

فقط یه چیزی به خودمون بگم تااااا میتونید کتاب بخونید، دانش و آگاهی تون رو ببرید بالا که کسی نتونه سرتون شیره بماله. چه شخص بیرونی، چه درونی. درونیش مثال بزنم براتون، یه چیزایی در درون هست به اسم جهل، ترس، و غیر و ذالک.

همین دیگه حرفم بیشتر از این نمیاد. هنو گرم نشدم. :)



پ.ن: خیلی وقته وبلاگای عزیزی که دنبالشون میکنم رو نخوندم. دلم تنگ شده. مثل سر نزدن به خونه دوست و آشنا میمونه

پ.ن۲: وقتی سیستمی نداری و مجبوری با گوشی تایپ کنی، عین شکنجه می مونه :\


۴ نظر ۳ موافق ۰ مخالف
علی موسوی
۲۲ آبان ۱۳:۴۷
فقط یه چیزی به خودمون بگم تااااا.... خیلی خوب ، فقط مثل من افراط هم نباید کرد چون بابت بعضیش پشیمونم
خوبه که برگشتید ... موفق باشید


پاسخ :

ای کاش واضح تر میگفتید چه پشیمونی داره؟
البته اگر درست بگم خوب آگاهی داشتن هم یه بهایی داره، دلمشغولی ها و فکرات بیشتر میشه. و گاهی میگی خوشبحال اون که توی این عالم نیست بیخیاله...

ممنونم شما هم موفق باشید :)
علی موسوی
۲۳ آبان ۰۱:۱۴
هم اینی که گفتین هم اینکه کم کم به این رسیدم باید هدف دار تر و برای استفاده مفید فایده خوند نه برای انباشت اطلاعات ... ..
گاهی هم فراغتم برای کارهای دیگه رو گرفته ....

پاسخ :

کلا هدف توی زندگی مهمه. اطلاعاتی هم انبار بشن و استفاده نشن شاید بگندن. دقیق نمیدونم راجع به این اظهار نظر کنم.

نه دیگه اینقدرا هم توانایی گذشتن از تفریحا و فراغتا رو ندارم :))
yasna sadat
۲۸ آبان ۱۱:۲۳
واقعا باید کتاب خوند....
از جهل و ندونستن در اومد..

پاسخ :

بله بله [ آیکن ژست گرفتن و عینک به چشم و کتاب به دست]
زمر 53
۳۰ آبان ۰۰:۳۳
من از همه چیز سربازی که در پیش دارم متنفرم غیر یه بخشش
اونم اینکه قصد دارم توی دوماهی که اونجام و عمرم رو به لطف نظام حروم میکنم ، بشینم چندتا کتاب مورد علاقه ام رو فارغ از کار و زندگی و گوشی و اینترنت و ... بخونم
کتاب خوب خیلی حال میده
کتاب ایین زندگی اصن جون میداد به من
یا بعضی کتاب های باربارا دی انجلس

پاسخ :

اوه اوه سربازی، همه پسرا ازش متنفرن.
کتاب خوب انرژی میده. به آدم انگار روشن شدی :))
از باربارا حتما چگونه به اینجا رسیدم رو بخون.خیلی خوبه
ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
تجدید کد امنیتی
من یک فضانورد هستم
گاهی در آسمان شعر
پرواز می کنم
گاهی در آسمان داستان
در فضای موسیقی غرق می شوم
در پلانهای یک فیلم
در شب های نمایش
من یک فضانوردم
بین خودمان باشد گاهی وقت ها نیز گندش را در می آوردم
روح من یک جا بند نمی شود
و این تنها چیزی ست که مرا خوشحال می کند
پرواز
و من به تو این راز را می گویم
که این تنها چیزی ست که
مرا آرام می کند
نوشتن
طراح قالب : عرفـــ ـــان قدرت گرفته از بلاگ بیان