خوب بودن :: خودنویسِ یک فضانورد

خودنویسِ یک فضانورد

find light in darkness, i write to get a littel tranquility

خوب بودن

همیشه دلم میخواسته خوب باشم بلکم بهترین. همیشه دلم میخواسته اول صف باشم. صف باهوشها، صف خوش پوشها، صف انسان های خوب، صف خوش تیپ ها، صف خوش نویسها...

اما راستش هیچ وقت خودم را اول صف تصور نکرده ام. تا جایی که یادم می آیید در ایام کسوت دانش آموزی هم  سر صف، نفر اول نمی ایستادم، ینی کم پیش می آمد. همیشه یک نفر را می آوردم میگذاشتم مقابل خودم. اگر خوب فکر کنم تمام عمر را ترسیده ام. نمیدانم از چه. 

حالا که تمام ترسم را از یک نقطه به بعد کنار گذاشتم دیگر آن جان و توان پیشین را ندارم. زخم خورده ام. از خودی هم خورده ام. آآآ میدانم رفیق لابد میگویی چقدر ناامید. تو هم میتوانی رو دکمه ی ضربدر بزنی و بروی. ولی دنیای من و دردهای هم بهبود نمیابد. حرفهای من همینی هست که میبینی. 

حالا هم میخواستم بلاگر خوبی باشم. اما. این یکی هم انگار نمیشود. نه خوب می نویسم. نه خوب آپ می کنم. 

اصلا به این حرفهای روانشناس نماها که می گویند  اگر به فلان چیز فکر کنی به همان تبدیل می شوی اعتقادی ندارم. یعنی دیگر اعتقادی ندارم. نه که از اول نداشته ام. دنیا خودش اعتقادم را گرفت. راستش رفیق اصلا فکرش را هم نمی کردم که به اینجا برسم. اصلا در مخیله ام هم نمی گنجید. به قول شاعر که می گوید از هر چیز بدم اومد ای وای سرم اومد.

آآآ میدانم میخواهی بگویی نیمه خالی لیوان را نگاه می کنی. ولی باور کن نیمه خالی حقیقت دارد.

۰ نظر ۱ موافق ۰ مخالف
ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
تجدید کد امنیتی
من یک فضانورد هستم
گاهی در آسمان شعر
پرواز می کنم
گاهی در آسمان داستان
در فضای موسیقی غرق می شوم
در پلانهای یک فیلم
در شب های نمایش
من یک فضانوردم
بین خودمان باشد گاهی وقت ها نیز گندش را در می آوردم
روح من یک جا بند نمی شود
و این تنها چیزی ست که مرا خوشحال می کند
پرواز
و من به تو این راز را می گویم
که این تنها چیزی ست که
مرا آرام می کند
نوشتن
طراح قالب : عرفـــ ـــان قدرت گرفته از بلاگ بیان