مخاطبی برای تمام فصول :: خودنویسِ یک فضانورد

خودنویسِ یک فضانورد

find light in darkness, i write to get a littel tranquility

مخاطبی برای تمام فصول

هر روز که تلگرام رو باز می کنم به خاطر تعداد زیاد کانالها یه دقیقه طول میکشه آپدیت شه. پر از کانال آدمهاییه که تعدادیشون بلاگر بودن و حالا دم دست ترین ابزار رو واسه نوشتن انتخاب کردن و یا عده ایی هم بلاگر نبود، صرفا کانالهای علمی خبری کتاب...اما این وسط یه سریا هم بی خبر به کانالی ادد می کنن. یهو می بینم امروز عضو کانال دخترِ گیلاسم فردا پسرِ گلابی :| پس فردا فلان.[ اسمها ساختگی است، صرفا واسه انتقال منظور هست] اما من بین بعضی از کانالای گروه الف( کانالهای مربوط به اشخاص)  بجای اینکه لفت بدم میمونم و میخونمشون. حتی اگه ببینم متنهای غم انگیز می نویسه، حتی وقتی میدونم من نمیشناسمش و اونم نمیشناسه منو. شاید انتظاری ازم هم نباشه ولی با خودم میگم شاید دلش به همین عدد خوشه همین تعداد ممبرها. وگرنه کانال نمیزد. همین در توانمه که بمونم. شاید روشنایی به اندازه ی یه شمع باشم. که البته امیدوارم  باشم. چون خودم درک می کنم این شرایط رو. نمیدونم از نظر علمی کار صحیحی هست برای طرف یا نه، ولی میدونم کار ممکن و درستی هست از نظر خودم. منتی هم نیست.

*مخاطبی برای تمام فصولم آرزوست.

**عنوان: فصول استعاره از غم خوشی ناخوشی ...

*** این قضیه از وبلاگ و کانال دوستان جداس، سوتفاهم نشه.

۶ نظر ۲ موافق ۰ مخالف
محمد فیروزیان
۳۰ مرداد ۱۳:۲۷
سلام وب با مفهوم و خوبی دارید
تبریک میگم
خوشحال میشم جزو دنبال کنندگان وبلاگم باشید
هانی هستم
۳۰ مرداد ۱۴:۳۰
خدا بهتون اجر بده!

پاسخ :

:))
ممنون
موشک :)
۳۰ مرداد ۱۸:۱۰
به قول اون آهنگه که میگه هر عشقی می میرد یه روزی ممکنه این عشق به وبلاگ و کانال و این چیزا بمیره .

آدم یهو خالی میشه . نه میتونه بنویسه نه میتونه بخونه .

آدم از فضای حقیقی خسته میشه و میاد سراغ فضای مجاری بعد از فضای مجازی هم خسته میشه .

دیر و زود داره اما بالاخره اتفاق میفته .

کلا چیز مسخره ایه این وبلاگ و سایت و کانال و ...

اصلا هدفشون چیه ؟

لذا رحم نکنید از همه لفت بدین . بذارید با واقعیت کنار بیان به نظرم .

پاسخ :

اینکه طرف رو با واقعیت روبرو کنی، خیلی موافقم. اما اینکه چطوری؟

و اما توی این مقوله کدوم واقعیت؟ قراره با کدوم واقعیت کناربیان؟

اینکه آدما از دنیای حقیقی خسته میشن چیز اجتناب ناپذیریه. که ممکنه برای هر کسی اتفاق بیوفته. دلیلش وجود یه سری مشکله. و طرف پناه میاره به مجازی، اما این پناهگاه تغییر چندانی در مشکلات دنیای حقیقیش ندارن. و کم کم در مدیریت دنیای مجازی هم دچار مشکل میشه و ممکنه از مجازی هم برای مدتی خسته بشه. ولی بعضی ها هم هستن وبلاگ یه چیزی به موازات زندگی حقیقیشونه که تداخلی باهم ندارن و در وبلاگ زندگی می کنن. اما مجازی بدی هایی داره که در این مقال نمی گنجد.
پس خسته شدن به خودی خود وجود داره. ولی ممکنه دوستی و محبت سرعت روند خسته شدن رو کمتر کنه. کما اینکه اگه دوستی و گرمای با هم بودن رو در دنیای واقعی داشتیم زندگی حقیقی کسالت باری به وجود نمی آمد. 

و یه چیز دیگه اینکه خودم ورود کردم توی دنیای مجازی. خودم وبلاگ دارم. یکی شبیه اونام. پس منِ مجازی ( مثل جهان های موازی) با این ساختار و آدمهای مجازی روبرو ام. بلاخره که من اینجا هستم پس می تونم عضو بشم. یا صاحب اون کانال، جز دسته کساییه که برای فرار از واقعیت اومده مجازی که به قول خودت خسته میشه میره، یا جز اوناییه که به موازات حقیقی، توی دنیای مجازی هم هست، یا جز اونایی که برای مقابله با مشکلات دنیای واقعیش ( حالا هر چیزی مثل یه دلتنگی ساده می تونه باشه) اومده مجازی  به عنوان یه دلگرمیه براش یه جایی که خستگیاشو اونجا رو دوش نوشته های کانالش بذاره. 
البته هر کانالی هم نمی مونم ؛)
 دیگه بعضی که میدونم ارزشش رو داره.‌
و بگم این قضیه از وبلاگ یا کانال دوستان سواس. سوتفاهم نشه :)

خیلی شد ببخشید. :) این بود نظر من
موشک :)
۳۰ مرداد ۲۳:۳۹
نه بابا سو تفاهم چیه . من که دیگه نمینویسم اصلا نگا نمیکنم کی هست و کی نیست . برام مهم نیست کلا . از اولش هم نبود خداییش . شاید کلا دو سه بار از وقتی شروع کردم اون صفحه ی دنبال کنندگان رو چک کردم . من بلاگفایی بودم اصلا زمان ما از این سوسول بازی ها نبود :)) چیه این دنبال بازی و اینا :|

من سال بعد که درسم تموم بشه سریع میرم . راستش الانم میتونم برم ولی حیفه به نظرم .

خلاصه که تا اون موقع چیزی برای نوشتن ندارم

وقتی رفتم اگر وقت شد اولین پستم رو از خارجه میذارم^_^

پاسخ :

:)
میخوای پست خارجه بذارین که چی بشه:||  ؛)
منتظر پست خارجه هستیم :| :))

منتظر اتفاقات خوب (حورا)
۳۱ مرداد ۱۷:۲۲
هرکی یه جور کار خیر میکنه*_^
یادم باشه کانال زدم حتما بهت خبر بدم:-)

پاسخ :

امیدوارم کار خیر محسوب بشه :)
کانال!؟ o0 [سرش گیج میرود ؛) ]
yasna sadat
۳۱ مرداد ۲۲:۱۲
چه کار جالبی..
من بیشتر واسه اشناها این کارو میکنم...

پاسخ :

تو چطوری یسنا جون؟
بلی
آشنا که مهمتره
ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
تجدید کد امنیتی
من یک فضانورد هستم
گاهی در آسمان شعر
پرواز می کنم
گاهی در آسمان داستان
در فضای موسیقی غرق می شوم
در پلانهای یک فیلم
در شب های نمایش
من یک فضانوردم
بین خودمان باشد گاهی وقت ها نیز گندش را در می آوردم
روح من یک جا بند نمی شود
و این تنها چیزی ست که مرا خوشحال می کند
پرواز
و من به تو این راز را می گویم
که این تنها چیزی ست که
مرا آرام می کند
نوشتن
طراح قالب : عرفـــ ـــان قدرت گرفته از بلاگ بیان