اینسپشنِ خانگی! :: خودنویسِ یک فضانورد

خودنویسِ یک فضانورد

find light in darkness, i write to get a littel tranquility

اینسپشنِ خانگی!

آقا من امروز خواب دیدم دختر فامیلمون که هم سن خودمه مرده. اینقد توی خواب گریه کردم. خیلی واقعی بود بعد از خواب بیدار شدم.ولی توی خواب دیدم که بیدار شدم. ولی خواب بودم.چهار دفعه هی خواب دیدم که بیدار شدم. اونوقت کارای واقعی و روزمره رو انجام میدادم. چهار لایه رفته بودم پایین:|

عاغا الان من خوابم یا بیدار؟ زنده ام یا مرده؟ :|
۴ نظر ۱ موافق ۰ مخالف
مترسک ‌‌
۲۱ شهریور ۱۸:۳۶
نکنه زامبی شدی؟ :|

پاسخ :

نمیدونمo0  علائمش چیه؟
همه چیز در هاله ایی از ابهامه¡!
yasna sadat
۲۴ شهریور ۱۱:۱۹
خخ
منم گاهی این مدلی میشم وقتی ذهنم مشغول باشه و با استرس بخوابم....

من که خواب میبینم خودم مردم:|

پاسخ :

:))
ولی یه کیفی داره

عمرت زیاد میشه؛)
مترسک ‌‌
۲۴ شهریور ۱۸:۴۵
علائمش همیناییه که خودت گفتی :|
بچه‌هااااا زامبی :|
یوهاهاها :|

پاسخ :

}:) الان یه واکینگ دِد توی وبلاگستان راه میندازم...با شرکت سارا وین کالیز عه نه سارا سمایی:)))
یوهاهاها مَت! منو لو میدی؟؟

+ اون پوکر فیس بعد « بچه ها زامبی » خیلی خنده داره.:))))))
آقاگل ‌‌‌‌
۲۵ شهریور ۰۱:۰۵
مترسک :)))
من دیگه حرفی ندارم:دی

پاسخ :

منم حرفی ندارم:دی
:))
ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
تجدید کد امنیتی
من یک فضانورد هستم
گاهی در آسمان شعر
پرواز می کنم
گاهی در آسمان داستان
در فضای موسیقی غرق می شوم
در پلانهای یک فیلم
در شب های نمایش
من یک فضانوردم
بین خودمان باشد گاهی وقت ها نیز گندش را در می آوردم
روح من یک جا بند نمی شود
و این تنها چیزی ست که مرا خوشحال می کند
پرواز
و من به تو این راز را می گویم
که این تنها چیزی ست که
مرا آرام می کند
نوشتن
طراح قالب : عرفـــ ـــان قدرت گرفته از بلاگ بیان